اتاق گل پسری
کم کم باورمون شده بود که واقعا تو داری میای این بود که به تکاپو افتادیم و بابا جون در یک اقدام خودجوش رفت رنگ خرید و شروع کرد به رنگ کردن اتاق شما و انصافن هم عاااالی شد . دستت درد نکنه بابایی مهربون. از قبل عید تخت و کمد تورو به یه نجار سفارش داده بودیم و اونم بهمون قول داد که بعد عید بهمون تحویل بده .ولی الان بعد عید بود و از نجار هیچ خبری نبود هر چی باباجون بهش می زنگید جواب نمی داد.بیست روز مونده بود به اومدن قانونی تو و هنوز اتاقت حاظر نبود این شد که یه روز جمعه من و بابا جون شال و کلاه کردیم و بسوی کرج روانه شدیم . یه سره رفتیم فروشگاه بهار نارنج و اون طرحی که تو سایت انتخاب کرده بودیم رو خریداری کردیم واز فر...
نویسنده :
مامان آرش جون
10:22





