اتاق گل پسری
کم کم باورمون شده بود که واقعا تو داری میای
این بود که به تکاپو افتادیم و بابا جون در یک اقدام خودجوش رفت رنگ خرید و شروع کرد به رنگ کردن اتاق شما
و انصافن هم عاااالی شد
. دستت درد نکنه بابایی مهربون.
از قبل عید تخت و کمد تورو به یه نجار سفارش داده بودیم و اونم بهمون قول داد که بعد عید بهمون تحویل بده .ولی الان بعد عید بود و از نجار هیچ خبری نبود
هر چی باباجون بهش می زنگید جواب نمی داد.بیست روز مونده بود به اومدن قانونی تو و هنوز اتاقت حاظر نبود این شد که یه روز جمعه من و بابا جون شال و کلاه کردیم و بسوی کرج روانه شدیم . یه سره رفتیم فروشگاه بهار نارنج و اون طرحی که تو سایت انتخاب کرده بودیم رو خریداری کردیم واز فروشنده قول گرفتیم که یه هفته ای برامون بفرسته
که با چند روز تاخیر بالاخره تخت و کمد پسر قشنگم اومد و با کلی عرق ریختن بابا و کول کردن تخته مخته ها از این ور اتاق به اون ور اتاق بالاخره چینش تخت و کمدت تصویب شد
و مامان و بابا به سرعت برق و باد وسیله هات رو چیدیم و تو رسمن اتاق دار شدی. مبارکت باشه آقا پسر
.








اتاق گل پسری
