عوض کردن خانوم دکتر به آقای دکتر
وقتی تو دل مامان هفت ماهت شده بود ، مامان تصمیم گرفت دکترش رو عوض کنه
. خانم دکتر خیلی دکتر خوبی بود ولی مامان برای زایمان خیلی بهش اعتماد نداشت
و هر چی مامان بهش اعتماد نداشت ، بابا جون بهش شدیدا اعتقاد داشت
بالاخره زور مامان چربید و از طریق اینترنت آقای دکتر معینی رو انتخاب کرد
. مطب اقای دکتر به هیچ وجه به پای مطب ترو تمیز و شیک و پیکیه خانوم دکتر نبود ولی مامان تو همون اولین جلسه کاملا به آقای دکتر اعتماد کرد و خیلی هم خرسنده از این انتخاب بزرگ
روز به روز انقباض ها بیشتر میشد
و منم به توصیه ی دکترم فقط استراحت میکردم . یعنی همون بخور و بخواب و اینترنت
تا این که خبر ازدواج عموجون حسام به ما رسید . از طرفی خوشحال بودیم
از این خبر و از طرفی نگران
چون باید راهی شمال می شدیم با این وضع من. از آقای دکتر راهنمایی خواستیم و اون هم گفت نرو ولی ماا نتونستیم و رفتیم ولی خیلی سخت بود و انقباض ها مامان رو اذیت می کرد.
این شد که تصمیم گرفتیم عید رو برای اولین بار بعد ازدواجمون تو تهران بمونیم و البته خیلی هم خوب بود و خوش گذشت حساابی .
از این به بعد مامان به روز قلمبه تر می شد مامان خیلی استرس داشت بابت انقباض ها و می ترسید
خدای نکرده تو زودتر از وقتت بیای. دکتر به من قرص و آمپول هفتگی داد ولی انقباض ها همچنان ادامه داشت
.


عوض کردن خانوم دکتر به آقای دکتر
