آرشآرش، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

پسر اردیبهشتی من ** آرش **

عوض کردن خانوم دکتر به آقای دکتر

1392/7/16 12:26
نویسنده : مامان آرش جون
198 بازدید
اشتراک گذاری

وقتی تو دل مامان هفت ماهت شده بود ، مامان  تصمیم گرفت دکترش رو عوض کنهیول . خانم دکتر خیلی دکتر خوبی بود ولی مامان برای زایمان خیلی بهش اعتماد نداشت عینکو هر چی مامان بهش اعتماد نداشت ، بابا جون بهش شدیدا اعتقاد داشت تشویقبالاخره زور مامان چربید و از طریق اینترنت آقای دکتر معینی رو انتخاب کرد لبخند. مطب اقای دکتر به هیچ وجه به پای مطب ترو تمیز و شیک و پیکیه خانوم دکتر نبود ولی مامان تو همون اولین جلسه کاملا به آقای دکتر اعتماد کرد و خیلی هم خرسنده از این انتخاب بزرگمژه

روز به روز انقباض ها بیشتر میشد ناراحتو منم به توصیه ی دکترم فقط استراحت میکردم . یعنی همون بخور و بخواب و اینترنت خوابتا این که خبر ازدواج عموجون حسام به ما رسید . از طرفی خوشحال بودیماز خود راضی از این خبر و از طرفی نگراناسترس چون باید راهی شمال می شدیم با این وضع من. از آقای دکتر راهنمایی خواستیم و اون هم گفت نرو ولی ماا نتونستیم و رفتیم ولی خیلی سخت بود و انقباض ها مامان رو اذیت می کرد.گریه این شد که تصمیم گرفتیم  عید رو برای اولین بار بعد ازدواجمون تو تهران بمونیم  و البته خیلی هم خوب بود و خوش گذشت حساابی .

از این به بعد مامان به روز قلمبه تر می شد  مامان خیلی استرس داشت بابت انقباض ها و می ترسیداسترس خدای نکرده تو زودتر از وقتت بیای. دکتر به من قرص و آمپول هفتگی داد ولی انقباض ها همچنان  ادامه داشت چشم. 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)