آرشآرش، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 10 روز سن داره

پسر اردیبهشتی من ** آرش **

هفت ماهه شدم

1392/9/17 14:00
نویسنده : مامان آرش جون
397 بازدید
اشتراک گذاری

 

هفت ماه از مادر شدنم میگذره و اعتراف میکنم که فکر نمی کردم که این قدر مادر شدن سخت بااشه. خیلی سخته که با هر چیز کوچیکی قلبت تند بزنه که نکنه چیزیت شده باشه نکنه درد و مشکلی داری که من نمیتونم بفهمم .تا حالا دوبار سرما خوردی و تب کردی .سه بارم که واکسن زدی و بااازم تب کردی اونم تب بالا.الان هفت ماه از اومدت میگذره با همهی سختی ها و شیرینی هاش و من تبدیل به یه مامان با  هفت ماه تجربه شدم که خیلی چیز ارزشمندیه .

حالا یه اعتراف دیگه بکنم این که فکر نمی کردم مادر شدن این قدر شیرین باااشه . این که یه آدم کوچولو از هر جهت بهت وابسته باشه . دیوونه اون نگاتم وقتی داری شیر می خوری و با اون چشم های خوشگلت تو چشام زل میزنی. دیوونه اون لبخند سر صبحتم که تا چشمات رو باااز میکنی میگم سلام مامان ، بهم میزنی. دیوونه ی اون وقتی ام که نصف شب بیدار میشم و میبینم برای شیر بیدار شدی و داری با چه ولعی پتوت رو میخوری

این روزها خیلی شیرین شدی یه چیزهایی میگی معلومه که داری یاد میگیری حرف بزنی میگی د د د د  بعدش میگی دیییییییس و کلمه های دیگه ای رو پراکنده میگی ولی بیشترش این دوتاس.

دیگه یه جا بند نمیشی مثلا بغلت کردم داریم از کنار پنجره رد میشیم بادستات سریع و محکم پرده رو میگیری و ذوق میکنی و جیغ می زنی . میزارمت روی زمین بشینی بعد اطرافت بالش میزارم که نیفتی .البته الان تو نشستن خیلی مهارت پیدا کردی اگه خودت رو نندازی کم پیش میاد بیفتی. تااا روم رو میکنم اونور میبینم ولوو شدی سمت یه چیز  یه باار نزدیکت موبایل میبینی شیرجه میزنی بگیریش یه وقت کنترل تلویزیون یه وقت لب تاب. علاقه زیاادی به تایپ کردن داری شیرجه میزنی روی لب تاب و تند تند میکوبی روی کیبورد و میخندی. علاقه زیادی به موسیقی داری. هر وقت دایی جون معین میاد خونمون تورو میزاره رو پاهاش و برات سه تااار میزنه . قشنگ محوش میشی و می خوابی. منم برای خوابوندنت برات موزیک میزارم آروم میشی و گوش میدی و می خوابی. وقتی باباجون میااد خونه یا دایجون معین میاد بهمون سر بزنه ، وقتی میبینیشون خیلی ذوق میکنی. علاقه زیاادی به تماشای تلویزیون داری ، با این که تو این سن خوب نیست تماشای تلویزیون ولی زل میزنی و نگاه میکنی  شاید مثل بابات عاشق تلویزیونی. وقتی مامان جون و مامانی زنگ میزنن و میخوان باهات صحبت کنن وقتی گوشی رو میزارم رو گوشت آروم میشی و لبخند میزنی و گوش میدی به حرفاشون.

از بین غذاها عاشق موزی هر چی رو نمی خوری موز قاطیش میکنم اون وقت می خوری. سوپ رو در حد چند تا قاشق می خوری ولی مامان سعی میکنه  تو چند وعده بهت بدم . عاشق خونمونی و اتاقت . با این که هنوز تو اتاقت  نمی خوابی ولی هر وقت میبرمت تو اتاقت دقیق به همه جاش نگاه میکنی و میخندی.هر وقت از بیرون میایم خونه یا از شمال بر میگردیم کلی خوشحال میشی واگه بیرون بداخلاق بودی یهو خوش اخلاق میشی و کلی برامون جیغ جیغ میکنی

خلاصه هفت ماه از اومدنت میگذره وما هر روز بیشتر عاشقت میشیم

آرش جون هفت ماهگی مبارک

 

اینم آقا آرش در حال خوردن کیک تولد

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

نیلو مامی مهرسا
20 آذر 92 17:25
عزیزمممممممممممممممممم مبارکه 7 ماهگیت